الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
88
منطق مقارن (فارسى)
عبارت از چوبى است كه به شكل خاصى ساخته شده است ، با اينكه چوب كه موضوع هيئت صندلى است دخالتى ندارد . 4 - گاهى موضوع فاسد و از ميان رفته را به جاى جنس مىگيرند ، مثلا گويند : خاكستر ، چوبى است آتش گرفته ، و شراب ، انگورى است فشرده شده اين مثالها و نمونههاى مشابه ديگر ، همگى از موارد مغالطه در معرفند . 5 - " تذكار " واضعان منطق دياليكتيك « 1 » اين منطق را بر 4 اصل بنا نهادهاند « 2 » 1 - اصل تبعيت و همبستگى ، به اين معنى كه هر موجودى از موجودات جهان با ديگر موجودات ، داراى ارتباط و همبستگى كامل است بگونهاى كه شناخت آن ، تنها در صورت شناخت روابط آن با ساير اشياء ممكن است . 2 - اصل حركت به اين معنى كه هر شيئى از اشياء حتى انديشه - كه به نظر آنان امرى مادى است - داراى حركت تكاملى بوده « 3 » بگونهاى كه تصور ثبات و بقاء براى هيچ چيز ، درست نيست . 3 - اصل جهش " طفره " مطابق اين اصل ، حركت تكاملى هميشه به نحو تدريج نيست بلكه گاهى بنحو جهش است . شيئى تدريجا حركت مىكند تا به مرحلهء خاصى مىرسد و آنگاه با يك جهش دگرگونه مىشود و اين را در اصطلاح " انقلاب حركت كمى به كيفى " گويند . 4 - اصل نفوذ اضداد ( يا تكامل اضداد ) - به اين معنى كه حركت تكاملى اشياء نتيجه تضاد و تناقضى است كه در ذات آنها موجود است ،
--> ( 1 ) - ماركس و انگلس و قبل از آن دو " هگل " ( 2 ) - عبارات آنان در اين رابطه مختلف است ، بعضى 2 اصل و بعضى 3 و بعضى 4 اصل را ذكر نمودهاند . جامع سخنان آنها همان است كه در متن آمده است . ( 3 ) - اين حركت به عكس حركت مكانيكى كه به عوامل خارجى مربوط است ، حركتى است ذاتى و ديناميكى .